رد شدن به محتوای اصلی

محکومیت دو زندانی امنیتی در زاهدان به اعدام و حبس


دو زندانی در زندان مرکزی زاهدان به نام های “عین الله قنبرزهی” و “نصرالله قنبرزهی”، به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق قیام مسلحانه” به ترتیب به “اعدام” و “۴۰ سال حبس” محکوم شدند، آنها پیش تر اعترافات اخذ شده از خود را تحت فشار و شکنجه خوانده بودند. همزمان با صدور این احکام یک متهم سیاسی پس از تحمل ۴۰ روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات به زندان مرکزی زاهدان منتقل شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دو زندانی به نام های “عین الله قنبرزهی” و “نصرالله قنبرزهی” که در زندان مرکزی زاهدان نگهداری می‌شوند، به ترتیب به “اعدام” و “۴۰ سال حبس” محکوم شدند،
عین‌الله قنبرزهی، ۲۶ ساله و نصرالله قنبرزهی، ۲۵ ساله، به اتهام “اقدام علیه امنیت کشور”، “قیام مسلحانه”، “همکاری با گروهای ضد نظام” و “قتل سه تن از ماموران راهنمایی رانندگی” به ترتیب به “اعدام” و “۴۰ سال حبس” محکوم شدند،
حکم محکومیت این دو زندانی پس از حدود ۴ سال بلاتکلیفی و نگهداری در زندان مرکزی زاهدان توسط “قاضی مهدویان” رئیس شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب زاهدان صادر شده است و هم‌اکنون در بند ۳ زندان مرکزی زاهدان نگهداری می‌شوند.
این افراد با مولوی نور الدین کاشانی فرزند خداداد اهل زاهدان که مدرس قرآن روستای شندک است هم پرونده هستند که در مرداد ماه ۱۳۹۲ همگی بازداشت شدند. پرونده آقای کاشانی در دادگاه ویژه روحانیت در حال بررسی است.

این زندانیان پیش تر بر اینکه مورد شکنجه و بدرفتاری به خصوص در ایام بازجویی قرار گرفته بودند تاکید کردند.

در خبری دیگر “علی اکبر قنبرزهی” که از حدود ۴۰ روز پیش توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، امروز به بند یک زندان مرکزی زاهدان منتقل شده است.
علی اکبر قنبرزهی به اقدام علیه امنیت ملی از طریق همکاری با گروههای مخالف نظام متهم شده است.
گفته میشود این زندانی در زمان حضور ۴۰ روزه در بازداشتگاه اداره اطلاعات زاهدان به تخت شکنجه معروف به “تخت معجزه” بسته شده است و مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته است.

تخت معجزه یکی از شیوه های رایج شکنجه برای گرفتن اعتراف از زندانی بخصوص در بازداشتگاه اطلاعات زاهدان است، در این نوع شکنجه متهم رابه تخت میبندند و پرسنل اطلاعات متهم را آنقدر با کابل شلاق میزند تا فرد توان مقاومت خود را از دست بدهد. هدف از این شکنجه اجبار فرد به اعترافات علیه خود است.

لازم به یادآوری است پیش از این زندانیان دیگری از جمله عبدالله قنبرزهی، محمدصابر ملک رئیسی، عبدالکریم شه بخش و نور احمد حسن زهی که تجربه حضور در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زاهدان را داشتند در روایت های خود از وجود ابزار شکنجه موسوم به “تخت معجزه” در این محل و اعمال شکنجه بر خود سخن گفته بودند.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

قطعه شعری از شیرکو بیکس

در اين گزيده، شيركو پديده هاي طبيعي را طوري وصف مي كند كه  از تاريخ و بي عدالتي جوامع انساني به ارث برده است. ديروز در پي كشته شدن يك كولبر در ازاي نان در سرزمين مادراش اين شعر شيركو را به يادم مي آورد. برای کسانیکه حتی در سرزمین خودشان غریب هستند. از زمانی که کوچ هست،کوچ می کنم از زمانی که آتش هست، می سوزم از زمانی که آب هست،غرق می شوم از زمانی که تیغ هست، قربانی ام از زمانی  که  خاک  هست،  بی خاکم از زمانی  که  کوه  هست، سقوط می کنم از زمانی  که  دار  هست،  حلق آویزم من  قبل  از  موسی  آواره  بودم پیش از مسیح  مصلوب  شده بودم پیش  از دختران قریش زنده به گور شدم پیش  از  حسین  سرم  را  بریدند

زندانهای ایران هرگز برای زندانیان سیاسی امن نبوده است

به قلم  پانته‌آ بهرامی، انتشار در ایندیپندنت فارسی قتل علیرضا شیر محمدعلی در زندان فشافویه ( درجنوب تهران، خرداد امسال) در حالی انجام گرفت که توجه رسانه‌های ایران و جهان  بر روی موضوع تنش در خلیج فارس و تحریم های ایران قرار داشت و لذا این موضوع پوشش لازم رسانه ای را نگرفت. دقت در این قتل و نوع  خشونتی که در آن به کار برده شده، یعنی وارد کردن ۳۰ ضربه چاقو به قلب و بدن یاد آور قتل پروانه و داریوش فروهر، شاپور بختیار،  فریدون فرخزاد است. همه این افراد با سلاح سرد به عبارت دیگر با چاقو و ضربات بسیار متعدد، کشته شدند. صرف‌نظر از تفاوت این افراد، حلقه‌ای مشترک آنها را به هم وصل می‌کند و آن مخالفت با نهاد قدرت در ایران است، گفتمانی که آزادی های سیاسی را محدود می‌کند، در زندگی اجتماعی و نوع پوشش دخالت می‌کند و بالاخره به نوع اندیشه آنان نیز تعرض می‌کند. نکته دیگر تداوم این قتل ها در سه نسل مختلف است، در سال ۱۳۷۰ هنگامی که قتل شاپور بختیار در فرانسه رخ داد او ۷۶ ساله بود، فرخزاد به هنگام قتل در آلمان ۵۶ ساله و علیرضا شیر محمد علی تنها ۲۱ سال داشت. بنابراین صدای مخالفت با گفتمان ق

چرا اطلاعات پزشک اصلی پزشکی قانونی سنندج را بە قتل رساند؟

آواتودی برپایە گزارشهای رسیدە بە آواتودی دکتر فاروق اقلیمی پزشک اصلی پزشکی قانونی سنندج و مریوان روز٢١ ژوئیە برابربا ٣١ تیر ماه ٩٧ در سنندج توسط ماموران ویژە اطلاعات و با تزریق سرنگ هوا در بیمارستان بە قتل رسید . دکتر فاروق اقلیمی پزشک اصلی پزشکی قانونی سنندج از سە ماه پیش از بە قتل رسیدن فراری بود و سعی میکرد از طریق بستگانش در خارج از کشور از ایران خارج شود. دکتر اقلیمی در ٢١ ژوئیە  برای برداشتن مدارک شخصی بە منزل خود در منطقە شالمان سنندج رفت. ولی از آنجا کە خانەاش تحت نظر اطلاعات قرار داشتە دقایقی پس از ورود توسط ٧ مامور لباس شخصی اطلاعات کە یکی از آنھا ماسک پزشکی بر صورت داشت زیرا از ماموران محلی اطلاعات بود، خانەاش محاصرە شد. بصیرە ھمسر دکتر اقلیمی ابتدا از باز کردن درب منزل خودداری کرد. ولی ماموران درب خانە را شکستند و با زور وارد شدند. سپس یکی از ماموران اطلاعاتی دکتر اقلیمی را کە  قصد نداشت تسلیم شود، از طبقە چهارم بە پایین پرتاب کرد، با اینحال دکتر اقلیمی هنوز زندە بود و تحت الحفظ بە بیمارستان سنندج منتقل شد . دکتر اقلیمی خود نسخەاش را نوشت و در ملاقات کو